اگر من مایل به پایان دادن زندگی خود هستم، به هیچ وجه دلیل بر آن نیست که توانایی تحمل زندگی را ندارم. اما من نمی توانم بخاطر آگاهی از ظلم و توهینی که به من شده است خود را تسلی دهم. من این تسلی را دوست ندارم. باری یک وسوسه هم در میان است: طبیعت به قدری فعالیت مرا محدود کرده است که شاید خودکشی تنها اقدامی باشد که بتوانم با اراده خود انجام دهم!
از کتابِ ((ابله))
—————————————
شخصیت های داستایفسکی منتقدان و معترضان زندگی هستند و دائما با پرسش های خود حقیقت زندگی و ابدیت و خدا را به چالش می کشند.
برای آنان قانع کننده نیست که در برابر اسرار درک ناشدنیِ قوانینِ طبیعت ،سرِ تسلیم فرود آورند. مثلا چرا دو دو تا چهار تا می شود و اصلا نباید پنج تا شود؟
این گونه است که شخصیت های داستایفسکی معترضانی هستند که این بار نه در خیابان و نه برای روند اقداماتِ حکومتی قیام می کنند، بلکه آنان با سیر طبیعیِ خودِ زندگی ، مشکل عمده ای دارند. درست با همین طبیعی بودنش!
این خصوصیت را در کیریلف و ستاوروگین( شیاطین) ، ایپولیت( ابله) و مرد زیرزمینی( یادداشت های زیرزمینی) و تا حدودی در راسکولنیکف و مارملادوف( جنایت و مکافات ) می بینیم. مخلص تمام کلام و حرف حساب آنان این است:
ما وجود داریم . آنگونه که کفته می شود وجودمان برای تکامل و هماهنگی دنیا ضروری است همانگونه که روزی باید بمیریم تا این هماهنگی از دست نرود. چرا که بدون مرگ بقای دنیا ممکن نیست.
برای همین است که در دنیایی هستیم که موجودات عالم باید پیوسته یکدیگر را ببلعند تا هماهنگی حفظ شود.
پس ما چه فرقی با موجودات دیگر داریم؟ حال آنکه به همان اندازه که وجودِ ما و مرگمان برای حفظ هماهنگی دنیا ضروی است ، وجود و هماهنگی یک پشه یا کرم هم ضرورت دارد!
تنها فرقی که ما با موجودات دیگر داریم، این است که به ما اجازه داده شده که به هستی خودمان پی ببریم. و این پی بردن به هستی خود و جهانی که در آن زندگی می کنیم تنها به مثابه توهینی است که خالق و طبیعت به ما روا میدارد. خدا را تصور کنید که می گوید: (( ببین بنده من، ببین که فقط تو هستی که می توانی پی ببری که در چه لجنی زندگی میکنی!))
پس گناه ما چیست اگر جهان این گونه است؟ و برای آن هم باید در جهان دیگر حساب پس بدهیم. اما موجودات دیگر نه! ما چه اراده ای از خود داریم جز اینکه تنها انتخاب کنیم که باید بمانیم یا برویم؟ طبیعت آنقدر ما را محدود کرده که تنها وسوسه تنها انتخاب برایمان مانده است: آنکه به منتها ترین درجه از اختیار خود برای نابودی خود اقدام کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۸/۰۴/۳۱ ساعت 22:8 توسط
|