مادام بوواری

اِما بوواری یکی از شاخص ترین چهره های ادبیات همه دوران هاست. سرگذشت پر تب و تاب و سرنوشت رقت انگیز او، با دقت و عمقی که فلوبر ترسیم می کند، او را از جایگاه یک زن جاه طلب سیری ناپذیر شهرستانی بالا می کشد و به سطح شخصیت های سترگ اساطیر، تراژدی و تاریخ می برد.
(( همه کتاب هایی که ما می نویسیم و به نظرمان واقعی می آیند در مقایسه با اثر فلوبر کارهایی سطحی و احساساتی اند و به درد تماشاخانه می خورند.))- امیل زولا
(( مادام بوواری)) کتابی است که در عین لطافت، بی رحم است و قرار نیست که نویسنده ذره ای از آن را برای خواننده تلطیف کند. چرا که واقعیت تلطیف ناپذیر است. یکی از رمان هایی است که در این زمان کنونی، ازشان کم پیدا می شود و بارِ داستان پردازی بالایی دارد ولی در عین حال موضوعی است که شاید بیش از همه ی زمان ها، ((اکنون)) را هدف گرفته است . ((اکنون)) یعنی قرنی که ما در آن زندگی می کنیم و با مسئله ای که در این کتاب مطرح می شود، روابط زیادی وجود دارد که با آن دست و پنجه نرم می کنند.
در ستایش مادام بوواری چه ها گفته نشده است. با کمی جستجو در اینترنت این موضوع را در خواهید یافت. پس قرار نیست این پست، ستایش نامه ای تمام عیار از این حکایت تمام عیار و شاهکار باشد البته که ستایش این رمان هم خالی از لطف نیست.
این مقدمه بیشتر به این دلیل آمد که، کسانی که هنوز در تردید برای مطالعه این کتاب هستند، در انتخاب آن و اولیت قرار دادنش شک نکنند. کتابی است نه برای یک بار خواندن اگرچه در همان یک بار هم اثر خودش را به درستی می گذارد.
حال قصد دارم در این پست، به قسمت هایی اشاره کنم که شاید برای دریافتنش دقت و انرژی بیشتری بطلبد. در نتیجه ادامه ی این پست ، برای کسانی که کتاب را مطالعه کرده اند، مناسب تر است.
به ادامه مطلب بروید