به تازگی با یکی از جذابترین و در عین حال تراژیکترین شخصیتهای دنیای ادبیات آشنا شدم: خانم هاویشام از رمان “آرزوهای بزرگ” . قصه ای تکان دهنده با شخصیت سازی فوق العاده ی چارلز دیکنز بزرگ
خانم هاویشام، زنی ثروتمند، مغرور و زیباست که خواستگاران بسیاری دارد. اما او به همه آنها با دیدهی تردید مینگرد؛ ترسی عمیق از اینکه مردان تنها به طمع ثروتش به او نزدیک میشوند، تمام وجودش را فرا گرفته است.
در این میان، برادر ناتنیاش، آرتور، که از تقسیم ناعادلانه ارث پدری کینهای عمیق به دل دارد، با همکاری مردی فریبکار و جذاب به نام کمپیسون (Compeyson)، نقشهای شیطانی برای نابودی خواهرش طراحی میکند.
کمپیسون با چهرهای دلربا و کلامی عاشقانه، وارد زندگی خانم هاویشام میشود. هاویشام که عمری را در لاک بیاعتمادی سپری کرده بود، تمام دیوارهای دفاعیاش را فرو میریزد و تمام آن شک و تردید را به عشقی کور و اعتمادی بیقید و شرط به کمپیسون تبدیل میکند.
از جزئیات تلخ ماجرا که بگذریم، کمپیسون سرانجام موفق میشود بخش بزرگی از ثروت هاویشام را به دست آورد. در شب عروسی، در حالی که مهمانان گرد آمدهاند، کیک بزرگ عروسی در وسط تالار میدرخشد و ساعتها، بیست دقیقه مانده به نه شب ( ۸:۴۰) را نشان میدهند، نامهای از کمپیسون به دست خانم هاویشام میرسد. نامهای که مانند زهر، حقیقت را بر او آشکار میکند: تمام این عشق، فریبی بیش نبوده و او تنها ابزاری برای رسیدن به ثروت بوده است.
این لحظه، لحظهی انجماد ابدی خانم هاویشام است. او دستور میدهد تمام ساعتهای خانه را روی همان ساعت ۸:۴۰ متوقف کنند. مهمانان پراکنده میشوند، اما زمان در عمارت “ساتیس” برای همیشه میایستد. خانم هاویشام دیگر هرگز لباس عروسیاش را از تن در نمیآورد. کیک بزرگ عروسی، دستنخورده باقی میماند تا غبار زمان و تارهای عنکبوت آن را بپوشاند.
آنچه روزی نماد بزرگترین آرزوهای یک زن بود—لباس عروس، کیک، ساعت وصال—حالا به نمادهای تاریک شکست، خشم و انتقامی سرد تبدیل میشود. خانم هاویشام، مومیایی شده در گذشتهی تلخ خود، قلبش را به روی تمام مردان میبندد و استلا، دخترخواندهی زیبایش را طوری تربیت میکند که ابزار انتقام او باشد؛ دختری با قلبی از یخ که وظیفهاش شکستن قلب مردان است.
و اینجاست که تقدیر، پیپ، شخصیت اصلی و معصوم رمان را بر سر راه استلا قرار میدهد تا او اولین قربانی خشمی باشد که سالها پیش در قلب شکسته خانم هاویشام ریشه دوانده بود.
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۴/۰۴/۲۱ ساعت 14:19 توسط
|