کمی لذت ببرید! نقاشیِ (( شکارچیان در برف))
بار اول این نقاشی را بر رویِ پروفایلِ یکی از دوستانِ دورانِ دور ام دیدم. دوستی که هنوز هم خاطراتِ شیرینی در من زنده می کند. چیز مبهمی که شاید ما به نام (( جاذبه)) می شناسیم در این نقاشی حس می کردم. یک نوع آرامش که نمی دانم از برف سفیدش ساطع می شد ( برف سنگین همیشه برایم خاطره ی روزهایی که مدرسه ها تعطیل می شد و ما در پناهِ گرمِ خانه می ماندیم یا بیرون می آمدیم و آدم برفی درست می کردیم، به یکدیگر گلوله هایِ برفی پرتاب می کردیم و و روی زمین لغزنده و خالی از اصطکاکش که ما را در فضای بی وزنی قرار می داد سر می خوردیم و از زمین خوردنِ یکدیگر می خندیدیم و لذت می بردیم) و یا فضای روستاییِ آن که ما را از شهری که احاطه مان کرده بیرون می آورد و اجازه می دهد تا در هوایِ پر از سلامتی وشادابی نفس بکشیم و چشمانمان که از دیوارهای خانه های آپارتمانی سنگین شده، با دیدن مناظر دور دست کمی به استراحت بپردازد. خلاصه ، این نقاشی در پس زمینه ی ذهنم باقی ماند تا یک سال بعد که نامِ (( بروگلِ روستایی)) را در کتابِ (( در جستجوی زمان از دست رفته)) از پروست دیدم.
پیتر بروگل که به او لقبِ (( بروگل روستایی)) نیز داده اند، در قرن شانزده و در هلند می زیست. از نقاشان دوران رنسانس محسوب می شود و به جهت نقاشی کردنِ طبیعت و مناظر روستایی شهرت دارد. شاید نقاشیِ معروف (( برج بابل)) را از او دیده باشید.
بیراهه نگفته ام اگر بگویم که این اثر یک شاهکارِ به تمام معناست. آنقدر بر جزییاتش کار شده که جز حیرت بر نمی انگیزد,و می توان تا مدت ها در دنیای بزرگش زندگی کرد.
این جزییات را با بزرگنمایی بیشتر در ادامه همین پست قرار می دهم. پس کمی لذت ببرید!