خط اول رمان (( دنیای قشنگ نو))

A squat gray building, of only thirty-four stories

 

Only  در این جمله، کلید اصلی است. اینکه راوی داستان ، ۳۴ طبقه را (( تنها)) می خواند یا از صفت (( squat)) به معنای کوتاه و عریض استفاده میکند، به این معناست که یا با کشوری بیگانه رو به رو هستیم، و یا اینکه این داستان در آینده اتفاق می افتد. زمانی که  ۳۴ طبقه کوتاه محسوب می شود. 

وقتی راوی داستان، به گونه ای طبیعی ، برای ۳۴ طبقه،  کلمه ی((only)) را بکار می برد ، این یعنی با نوعی از راوی طرف هستیم که در مورد آینده خیال پردازی نمی کند، بلکه خود در آینده حضور دارد و انگار شرح روزانه ای از چیزهایی که می بیند را می نویسد. 

در آنجا مقیاس اندازه  تغییر کرده و squat آنها ، دیگر مفهوم squat زمان ما را ندارد. 

 

از طرفی وقتی ۳۴ طبقه، نه تنها بلند محسوب نمی شود، بلکه کوتاه نیز هست، اگر طبقه را چون کلمه ای برای نظام طبقاتی محسوب کنیم، این یعنی اینکه سرمایه داری در آینده قوی تر شده و در نتیجه بهره کشی از انسان ها و طبیعت هم بیشتر . 

وقتی کلمه ی کوتاه بکار می رود، خود به خود سوال می شود که اگر ۳۴ طبقه کوتاه است ، پس بلند چیست؟ برای بلند چون در این جمله حدی تعیین نکرده، ابعادی غول آسا در نظرمان جلوه می کند. چیزی شبیه به برج بابل که شاید به خدا هم رسیده، و خدا را از جایگاهش پایین آورده، و انسان خود به جای او تکیه زده است. اینجا (( خدا مرده است )) نیچه هم رخ پیدا می کند. 

عدد ۳۴ ، یک عدد از ۳۳ یعنی سن مسیح بیشتر است. از طرفی اگر ۳با ۴ جمع شود، عدد هفت را می دهد که شاید اشاره به هفت گناه در مذهب مسیحیت داشته باشد. پس در مجموع، این جامعه می تواند ظهور یک جامعه ی ضد مسیح یا دجال باشد.

 

داستان با رنگ خاکستری( gray) شروع می شود. خاکستری نه سیاه است و نه سفید. یعنی دیگر قطعیتی وجود ندارد. انگار که همه چیز در حالتی از ابهام و شک نهفته است. 

جمله روی سنگ قبر (( جان کیتس))

اینجا گور کسی است که از آغاز نامش را بر آب نوشته بودند.  

 

(Here lies One whose Name was writ in Water)